به نام خدا
خودم را معرفی میکنم: من یک بازاریابم نه از جنس انها که تا کنون بازار به خود دیده است انسانی که روحش از اینده است و جسمش در اکنون نفس میکشد.
رسالتش تغییر خود و پس از ان دنیاست. اومیداند هدف چیست و بارها برای اشتیاق سوزانش گریسته است.
بارها نفی و نهی شده است. بارها به دلیل کج فهمی نادانان دچار تحمل رنج و سختی شده است.
انسانی که عاشق زندگیست و برای ان که سر بلند زندگی کند می جنگد.
با تمام وجودش می خواهد و می داند که تواناییش در این دنیا نا محدود است.
او میداند چه می خواهد و یقین دارد به ان میرسد.
انسانی که شکست و نا ممکن را از ذهنش زدوده است و تنها به رسیدن و پیروزی می اندیشد.
او ابر انسان را به معنای کامل تفسیر کرده است.
او میداند نزدیکترین به خداست و رسالتش در دنیا چیست.
انسانی که از دریا عمیق تر . از کوه محکمتر. از درخت ریشه دار تر . از اسمان بلند تر. از توفان جنبنده تر. از اتش سوزنده تر . از الماس برنده تر.از خاک محجوب تر و از عقاب بلند پرواز تر است.
من در دوئل با سرنوشت هرگز نمی بازم حتی اگر سر نیزه زهر اگینش را در وجودم فرو کند زیرا پایان داستان را من می نویسم.
عطش رسیدن به ارزوهایم چنان وجودم را تسخیر کرده که به چیزی جز رسیدن فکر نمیکنم.
من دنیا را .با دستان کوچکم. قلب ساده و مهربانم .ایمان راسخم و با تمام وجودم تسخیر میکنم.
در مواجه با مشکلات و در اوج تنهائی هایم .باز ان یگانه مهربان را که تنهاترین هم هست به یاد میاورم.
گویا با تمام وجود او را در کنار خود احساس میکنم و میبینم او هم از موفقیتم همچون من لذت میبرد و چه زیبا تصویری.
دوستان من باور کنید: در پس این کوه عظیم نگاهی به وسعت خوشبختی نهفته است پس تیشه را محکمتر بزنید.
تا رسیدن به قله های خوشبختی تنها یک نفس مانده است.
بدانید :انان که می مانند عاقبت را خواهند دید.
روزی فرا خواهد رسید که با افتخار بر بام بلند دنیا سرود پیروزی سر دهیم.